این یک داستان کوتاه طنز است که با عکس نوشته شده. یک قضاوت سیاسی نیست.







چقدر خوشبختم من! مگر یک انسان چه میخواهد از دنیا؟ لذت دوستداشتن را میخواهد دیگر؟ همهاش را دارم! همهاش...
سر راه هردوستداشتنی، سختیهایی هم هست دیگر؛ مثلا خوششانسی این استقلالیها یا پرروییشان؛ اینها نمک دوستداشتن است! با عدل خداوند هم سازگار است. خوششانسی و پررویی را به آنها داده، در عوض علی کریمی را به ما داده است؛ کریم باقری، عابدزاده، پروین، قطبی...
پنجاه میلیون هوادار...
حاضرم 70 بار از استقلال ببازد، اما اینها را از ما نگیرد! لذت 70 درصد سرخپوشی استادیوم در روز دربی را...

» جشن قهرمانی پرسپولیس در لیگ هفتم.



وقتی که دوستانات نفهمند یک انسان هفتاد سالهی سختی کشیدهی یک بار تا دم مرگ رفته، چقدر وقت برایش کم است؛
بهتر است بروی روی پشت بوم، از کفترهای همسایهات عکس بگیری! و به این فکر باشی که این حلقهی دوستان حواسپرت را نباید عوض کنی؟ یا به این فکر کنی که چرا یک نفرشان هم همراه نیستند! و یا به این فکر کنی که اشکال از خودت است که همراهت نیستند.
گفتم که، همان عکاسی از کفتر همسایه بهتر است...