تبليغاتX
طعم عسل




نمی‌دونم چرا تعجب کرده بود موقع عکس گرفتن.


+ به روز شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 23:29  توسط  محمد آرمند  | 



البته از دنیای تجرد؛ مبارک‌اش باشد ان‌شاالله.


+ به روز شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 19:42  توسط  محمد آرمند  | 





آخوند روی ویل‌چیر ندیده بودم. امروز دیدم.

+ به روز شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 19:15  توسط  محمد آرمند  | 




+ به روز شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 18:3  توسط  محمد آرمند  | 





برف که می‌آید فکر می‌کنم یک اتفاق نادر افتاده.
قدیم، از سر شب آسمان را نگاه می‌کردیم ببینیم قرمز است یا نه؛ اگر قرمز بود، احتمال می‌دادیم که بالاها برف بیاید و مدرسه‌ی ما را هم تعطیل کنند. گاهی هم که می‌آمد، نامردها فقط یک تا پنج را تعطیل می‌کردند. ما هم که شماره‌ی منطقه‌ی‌مان هیچ وقت تک رقمی نشد...
امروز محل ما فقط "سرد" بود.

+ به روز شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 19:16  توسط  محمد آرمند  | 





نمی‌گذارند بخوابم.
+ به روز شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 23:50  توسط  محمد آرمند  | 





+ به روز شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 23:16  توسط  محمد آرمند  | 






+ به روز شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 20:19  توسط  محمد آرمند  | 





صد دانه ياقوت دسته به دسته/ با نظم و ترتيب یک جا نشسته/ هر دانه‌اي هست خوشرنگ و رخشان/ قلب سپيدي در سينه‌ی آن/ ياقوت‌ها را پيچيده با هم/ در پوششي نرم/ پروردگارم/ سرخ است و زيبا نامش انار است/ هم ترش و شيرين هم آبدار است. از اینجا،‌ اشعار کتاب‌های فارسی دوران کودکی را بخوانید.

+ به روز شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 23:46  توسط  محمد آرمند  | 



این عکس، سوغاتی چشم‌هایش از سفر به "مرز" است.

انجام وظیفه همراه با منت، اولین چیزی‌است که به ذهن می‌رسد؛ اما من احتمال را به نابلدی تبلیغات‌چی‌های دولت می‌دهم. نیت‌شان خوب است‌ها، بلد نیستند انگار. آخر انجام وظیفه که هدیه نیست.

+ به روز شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 21:12  توسط  دوستم، آقای چشماش  | 







گزارش امشب نجف‌زاده -برای شهدای سی‌صدوسی- خوب بود. با این ساخته‌ بودش.


+ به روز شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 22:22  توسط  محمد آرمند  | 





این "زهرا" 18 سال دارد. قبلا هم گفته بودم.

+ به روز شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 10:34  توسط  محمد آرمند  | 





شنیده بودم تندخوست؛
نبود.
بوی تند ادکلن‌اش باعث شد یک روز تمام سردرد رهایم نکند.
خوش‌بو بود انصافا.

+ به روز شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 23:53  توسط  محمد آرمند  | 





میدان بهارستان تهران.

+ به روز شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 23:13  توسط  محمد آرمند  | 




+ به روز شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:13  توسط  محمد آرمند  | 



برای کادوی تولد، جای خوب را داده‌اند به "وطن امروز".  روبروی‌ آن‌هم ایرنا جا خوش کرده است؛ فقط رجا را فرستاده‌اند انتهای سالن که دُز دولت پایین نیاید آن‌جا.

یک راه‌روی عکس درست کرده‌اند و تصاویر احمدی‌نژاد را به نمایش می‌دهند؛ با عنوان دستاوردهای دولت نهم!

"کیهان بچه‌ها"، یک مداد و یک بسته شکلات آیدین و یک ورق سفید گذاشته‌است تا بچه‌ها را سراسیمه به سمت خود بکشاند...

کروبی از ساعت چهار تا هشت چرخ می‌زد در غرفه‌ها.

بازار عکس گرفتن‌های "شهرستان" با شخصیت‌های مملکتی داغ بود.

خبرنگاران فارس هم انگار به زور آمده‌اند و غرفه‌ زده‌اند! همان کارهای روتین خبرگزاری را می‌کنند و هیچ هم مردم عادی را -که ما باشیم- به حساب نمی‌آورند.

وسط‌های راه هم یک‌هو موکت پهن کرده‌اند که نماز بخوانیم.















+ به روز شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 22:22  توسط  محمد آرمند  | 





+ به روز شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 10:58  توسط  محمد آرمند  |