تبليغاتX
طعم عسل




آن پرچمی که بر سر بام حریم توست
راه بهشت را به محبان نشان دهد...

مشهد مقدس، 29 اسفند 87، نمای گنبد مطهر حرم رضوی از خیابان شیرازی.

+ به روز شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 0:29  توسط  محمد آرمند  | 





مشهد مقدس، ورودی خیابان شیرازی، حرم مطهر حضرت علی‌ بن موسی‌الرضا علیه‌السلام، 29 اسفند 87


+ به روز شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 23:44  توسط  محمد آرمند  | 





مشهد مقدس، خیابان امام رضا، اولین دقایق آخرین روز سال 87.
+ به روز شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 23:37  توسط  محمد آرمند  | 





مشهد مقدس، 27 اسفندماه 87

+ به روز شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 19:21  توسط  محمد آرمند  | 




تهران، اسفند 87، حوالی پالایشگاه تهران.

+ به روز شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 1:3  توسط  محمد آرمند  | 


یك حبّه انگور
یك دشت آهو را هراسان كرد

دیشب تمامِ خوابِ‌ من
لبریز از انگور و  آهو بود
تا صبح از یك جامِ زرّین شوكران خوردم
تا صبح هم‌پایِ غرورِ دشت لرزیدم
یك بغضِ بی‌ضامن
در كوچه‌سارِ طوسی شعرم، رها می‌رفت.

تا صبح با آهو زیارت‌نامه می‌خواندم
تعبیر خواب تازه‌ام شاید سفر باشد
خمیازه‌ی ذوق مرا خواباند
خوابی كه بر زخمم كویر لوت می‌پاشد.

* * *

شوقِ سفر انگار می‌بلعد،
موسیقیِ چاووشِ پیرِ روستا را
سرخوش‌تر از من، استخوان‌هایی كه‌ سنگینند
و شاپرك‌هایی كه هرشب، خوابِ شمع و شعله می‌بینند.

مثلِ شرابی كهنه می‌نوشد،
گرد و غبارِ جاده را یك كاسه آبِ چشم
تكبیرها در امتدادِ بوقِ مینی‌بوس می‌رویند
جامانده‌ها از حسرتِ پابوس می‌گویند

طعم سكون دارد سفر
بی‌آینه، بی‌آب، بی‌قرآن
آتش بگیرد كاش
حلقومِ شش‌دانگی كه چاووشی نمی‌خوانَد
آواز یعنی: «هر كه دارد درد، بسم‌الله»

هركس پریشان نیست برگردد
هركس كه در پندارِ پیشانی‌ست، برگردد

این جاده را جز عشق و مستی انتهایی نیست
جایی‌ست آغوشش كه مثلِ هیچ جایی نیست

آن‌جا كبوترها، دلِ پروانگی دارند
دیوانه‌ها هم مهلتِ دیوانگی دارند

تكرارِ مضمونِ قدیمِ شعله و شمع است
آن‌جا كه حتا خاطر آیینه‌ها جمع است

در لهجه‌ی خش‌دار و خون‌آلود چاووش
زخم هزاران ساله‌ای آماس خواهد كرد:
آن‌جا
انگورها مسموم
نامحرمان بسیار
خنجرها برهنه‌ست
هركس پشیمان نیست، برگردد!

در قصرها تب می‌كند تقدیرِ گل آن‌جا
هم‌سایه‌ی نورند، «اشباهِ رجُل» آن‌جا

مرزِ میانِ كفر و ایمان، یك وجب خاك است
شرقی‌ترین خورشید در دامانِ شب، خاك است

* * *

با این‌همه، این‌جا خراسان است
مضمون امنیّت
در انفجارِ بغضِ یك نقّاره پنهان است

این‌جا سراسر نور، سرتاپا غرور است
بگذار عكس یادگاری را بگیرم
عكسی كه در كنج كفن، رمز عبور است
مادربزرگِ قصه‌ها بی‌آرزو مرد
گل‌دسته‌ای در قابِ كهنه می‌درخشد

من از ازل یك مشت گندم در نگاهم بود
شاید به چشمانِ كبوترها بیایم
چشمی كه بر غیرِ تو وا شد، كور بهتر

بغضِ هزاران ساله‌ای دارم
حالا كه رنگِ آسمان در دسترس نیست
بگذار تا یك گوشه دل‌تنگی بخوانم
شور طلب در چشمِ بی‌سویم بیفتد
ماهورها را پشتِ سر انداختم، بس‌ نیست؟

یك حبّه انگور
یك دشت آهو را هراسان كرد
خوابم، معما نیست
آغوشِ تو جانا، خراسان را خراسان كرد.


از اینجا

+ به روز شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 0:54  توسط  محمد آرمند  | 





تهران؛ بیست و سوم اسفندماه 87؛ بهشت زهرا سلام‌الله‌علیها.
+ به روز شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 0:14  توسط  محمد آرمند  | 





تهران؛ بیست و سوم اسفندماه 87؛ بهشت زهرا سلام‌الله‌علیها. قطعه‌ی سی و شش...

+ به روز شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 15:35  توسط  محمد آرمند  | 




تهران، خیابان مصطفی خمینی، نرسیده به "سر قبر آقا". اسفند 87

+ به روز شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 21:49  توسط  محمد آرمند  | 




با یک دنیا بدبختی و بی‌پولی برای مردم از اینا می‌زند، ملت هم با این صداها، حال و هوای بهار را مثلا حس می‌کنند و شیرینی‌اش را می‌دهند... سهم‌اش از بهار، به جای لباس نو و عیدی و آجیل و عید دیدنی و مسافرت‌های داخلی و خارجی، "آواز خوش کلاغ" است. یاد بچه‌های آسمان افتادم این اواخر متن.
خیابان ولی‌عصر - حوالی زعفرانیه - خط اتوبوس تجریش هفت تیر - با هادی

+ به روز شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 1:23  توسط  محمد آرمند  | 




+ به روز شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 0:17  توسط  محمد آرمند  | 




تهران، خیابان مصطفی خمینی، نرسیده به "سر قبر آقا". اسفند 87

+ به روز شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 0:2  توسط  محمد آرمند  | 



مهدی نوری این داستانک را نوشت و من هم دوست دارم این شعر را که تا امشب فقط بیت اولش را بلد بودم، اینجا بنویستم؛‌ نمی‌دانم شاعرش کیست.

تو چه میدانی که رمل و ماسه چیست؟
بـین ابـروهـا رد قـنـاصـه چیست ؟
تــو چـه مـیـدانـی سـقـوط پـاوه را !
بـاقری را ، بـاکری را ، کاوه را ؟
هـیـچ میدانـی مـریوان چیست ؟هان
هیچ میدانی که چمران کیست ؟ هان
هـیـچ میدانـی بسیجی سـر جداسـت ؟
هیچ میدانی دوعیجی در کجاست ؟
ایــن صـدای بـوستـانی پـرپـر است
ایـن زبان سـرخ نسلی بی سراست
تـو چـه میدانی کـه جای مـا کجاست؟
تـو چـه میدانی خدای ما کجاست؟

+ به روز شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 0:27  توسط  محمد آرمند  | 





رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

نمازهای پنجگانه همانند نهر آب گوارائی جلوی درب خانه شماست چنانکه کسی هر روز خود را پنج بار در آن بشوید هیچگونه چرکی باقی نماند. (یعنی کسی هم که شبانه روز نمازهای پنجگانه را بخواند از آلودگیهای روحی پاک می‏شود) .

کنز العمال، ج 7، حدیث 18931

+ به روز شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 0:29  توسط  محمد آرمند  | 





آقای راننده‌ی تاکسی، عاشق فردین است. عکس‌ها را هم جایی گذاشته که روزانه بیش‌ترین نگاه‌ را به آن‌جا می‌اندازد. چه کرده که این آقا این‌طور می‌خواهدش، الله اعلم.
می‌گفت خودش مستندساز بوده. مسلط هم بود به دوربین و این‌ها.
تهران؛ خیابان کریم‌خان.

+ به روز شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 12:8  توسط  محمد آرمند  | 



+ به روز شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 2:45  توسط  محمد آرمند 




امام‌زاده صالح علیه‌السلام، تهران، میدان تجریش.
+ به روز شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 11:5  توسط  محمد آرمند  | 




موبایل، تخته کلاکت، بلندگو دستی، صندلی همراه...
+ به روز شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 2:19  توسط  محمد آرمند  | 




امام‌زاده صالح علیه‌السلام.

+ به روز شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 2:17  توسط  محمد آرمند  | 





تعدد عکس‌های امام‌زاده صالح را به حساب این بگذارید که کمی ذوق‌زده‌ام.
ذوق‌زدگی دارد اینکه برای اولین بار در عمرم رفته باشم امام‌زاده صالح!
خجالت نیز...

+ به روز شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 0:16  توسط  محمد آرمند  |