رهبر انقلاب در عظیم ترین نماز جمعه تاریخ انقلاب، در خطبه ی اول [دانلود، 6 مگابايت]، صلح حدبیه را روایت کردند، شما از شرایط سخت قبل و بعد از رحلت پیامبر سخن راندید.
ایشان از قادر متعال گفتند و راه و رسم افزوده شدن ایمان در دل مومنان را آرامش الهی دانستند - طبق آیات قرآن -، شما گفتید که حضرت محمد ص به علی ع فرمودند که تو ولی خدایی اما اگر اقبالی از مردم ندیدی - مقبولیت نزد اکثریت نداشتی - حکومت نکن.
بدون شک هم آیات روایت شده توسط ایشان، و هم حدیث خوانده شده توسط شما، مورد وثوق است.
آقای هاشمی! رهبر انقلاب در محل اشکال و در زمان معضل بوجود آمده در جامعه آن آیات را یادآور شدند. پیشنهاد معنوی ایشان یاد و ذکر و توجه به خداوند متعال، برای برون رفت از شرایط ملتهب جامعه بود. اما شما آقای هاشمی، مشکل فعلی جامعه را نداشتن یا در خطر افتادن مقبولیت حداکثری «رهبر» جامعه اسلامی دانستید که این حدیث را مطرح کردید. چرا؟

مگر چند دقیقه قبل از مطرح کردن این بحث، از حضور رکوردشکنانه مردم در انتخابات نگفتید؟ پس بحران مقبولیت کجاست؟ مگر نمی گویید عده ی زیادی از مردم که از افراد موجه جامعه هستند نسبت به انتخابات تردید دارند؟ آن ها یواشکی به شما گفتند که به رهبر هم تردید دارند؟ از کجا می دانید که 13 میلیون نفر - بر فرض، همه طرفداران جناب مهندس موسوی - علاوه بر تردید در مورد انتخابات، به «رهبر» جامعه اسلامی هم تردید دارند؟ اصلا این هم قبول، بر فرض محال همه این 13 میلیون تردید دارند و رهبر را مقبول نمی دانند؛ باشد! اما شما در مورد حضرت علی ع، حرف از اکثریت زدید. 65 درصد باقی، اکثریت نیستند؟
من مثل آقای یزدی بحث را به این سمت نمی برم که مردم اصلا مهم نیستند. نخیر. خیلی هم مهم هستند. همین آقای یزدی، غیرمستقیم توسط مردم انتخاب شده اند. مشکل اصلا این ها نیست. مشخص است که ولی فقیه، مشروعیت اش را از خداوند متعال و مقبولیت اش برای اداره جامعه اسلامی را از مردم می گیرد؛ مشکل این است که شما با سابقه ی شصت ساله مبارزاتی، روش های مناسبی برای دریافت اطلاعات صحیح از وضعیت واقعی جامعه ندارید. که اگر داشتید قضاوتتان این نبود.
بحث ها و توقعات شخصی من از آقای رفسنجانی:
1. با بخش های زیادی از گفته های آقای هاشمی در نماز جمعه موافق بودم ولی مهم همین قسمت بود که به شدت متناقض و کنایه آمیز بود. از جنبه دیگر و از نگاه کلان، به نفع نظام می دانم که شخصیتی از مردان داخل نظام، از ملحق شدن و کوچ معترضان به شرایط فعلی که متعقد به نظام اند (و به تعبیر رهبر انقلاب، دوست اند) به تیم مخالفان و دشمنان نظام، جلوگیری کند.
2. خیلی بی معرفتی آقای هاشمی. غلیظ ترین تعاریف از یک شخصیت را در 20 سال اخیر، رهبر انقلاب در مورد شما به کار برده اند:
در تنفیذ احکام ریاست جمهوری تان، عبارت عجیبی را به کار برده اند که واقعا به یاد نداشتن آن ها تا آخر عمر، بزرگترین قدرنشناسی است:
«اينجانب ضمن تبريك به ملت عزيزمان براى اين حُسنِ انتخاب و با معرفت به مقام و مرتبت والاى شخصيّت برجسته و چهره منوّر نظام جمهورى اسلامى و ركن ركين انقلاب و بازوى توانا و زبان گوياى آن، جناب آقاى هاشمى رفسنجانى دامعُلاه، رأى ملّت را تنفيذ و ايشان را به رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب مىكنم».
در زمانی که شما دولت سازندگی را تحویل دادید و شدیدترین انتقادها متوجه شما بود، ایشان همان کاری را انجام دادند که در مورد دولت فعلی هم انجام داده اند. حمایت قاطع کردند از شما. فرمودند: هیچ کس برای من آقای هاشمی نمی شود. استدلالشان را هم امسال در مشهد این طور بیان فرمودند و بر اساس همین استدلال از رقیب سال 84 شما که کاندید مورد نظر شخص من هم نبود، دفاع کردند:
«بنده گاهى از دولت حمايت ميكنم، دفاع ميكنم؛ بعضى سعى ميكنند براى اين كار معناى نادرستى جعل و ابداع كنند. نه، من از دولتها هميشه دفاع ميكنم؛ منتها اگر دولتى بيشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس كردم حملات غير منصفانهاى ميشود، بيشتر دفاع ميكنم. من طرفدار اِعمال انصافم؛ من ميگويم بايد منصف باشيم».
و نمونه آخرش در نماز جمعه قبلی که ایشان با یادآوری همراهی شما با رهبری، به جنازه سیاسی تان - پس از حمله عجیب آقای رییس جمهوری به شما و نامه شگفت آور شما به رهبری - حیات دوباره دادند:
«آقاى هاشمى را همه ميشناسند. من شناختم از ايشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئوليتهاى بعد از انقلاب نيست؛ من از سال 1336 - يعنى 52 سال قبل - ايشان را از نزديك ميشناسم. آقاى هاشمى از اصلىترين افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزين جدى و پيگيرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پيروزى انقلاب از مؤثرترين شخصيتهاى جمهورى اسلامى در كنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در كنار رهبرى تا امروز*. اين مرد بارها تا مرز شهادت پيش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب ميكرد و به مبارزين ميداد. اينها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ايشان مسئوليتهاى زيادى داشت: هشت سال رئيس جمهور بود؛ قبلش رئيس مجلس بود؛ بعد مسئوليتهاى ديگرى داشت. در طول اين مدت هيچ موردى را سراغ نداريم كه ايشان براى خودش از انقلاب يك اندوختهاى درست كرده باشد. اينها يك حقايقى است؛ اينها را بايد دانست. در حساسترين مقاطع ايشان در خدمت انقلاب و نظام بوده. من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلافنظر داريم، كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگرى فكر كنند. البته بين ايشان و بين آقاى رئيس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلافنظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينهى مسائل خارجى اختلافنظر دارند، هم در زمينهى نحوهى اجراى عدالت اجتماعى اختلافنظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلافنظر دارند؛ و نظر آقاى رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است».
آقای هاشمی، من معتقدم به این جمله که «معیار حال افراد است».

و اینکه نظر عاشق به معشوق را هم دیدیم!
* 29 خرداد 88











