
چالوس؛ بلوار رادیو دریا. نمایی از ورزشگاه شهدای هفتم تیر. حدود یک ساعت مانده به آغاز دیدار رهبر با مردم.
نوشتهی آقای
نطق را از دست ندهید:
+«... قاری داشت از فتح مبین و آیات بهشتیِ تجری من تحتها الانهار و توبهپذیری
پروردگار باران و ابر میخواند كه جا گرفتیم میان جمعیت و در جایگاه ویژه
خبرنگاران. بعد از تلاوت آیات، مجری مراسم دعای فرج را طوری شروع كرد كه
جمعیت یك صدا به نجوا همراهی كردند. پس از آن نوبت به گروه تواشیح و اسماء
الحسنی عربی- فارسی رسید. در همین اثنا هلیكوپتر پلیس فیلمبرداری را
بالای سر مردم میچرخاند با سرعت زیاد و زاویهای كه تقریباً فقط در
فیلمهای اكشن (حادثهای) یا بدلكاریهای خارجی دیده بودیم. ژانگولرهای
چرخبال اینقدر بود كه همزمان با پایان تواشیح جیغ تعجب و شگفتی مردم را به
هوا ببرد.
پیرمرد كلاه بهسر دستانش را باز كرده بود. فكر كنم میخواست فیلمبردار
اگر افتاد، آسیبی نبیند. نمنم باران 9 و 15 دقیقه به وقت چالوس باریدن
گرفت. مردم اصلاً به خیس شدن كاری نداشتند؛ از بس این مردم مهربان و
آرامند. لبخند مدام تنها واكنش است. بر خلاف جاهایی كه تا نمی از آسمان
ببارد همه سقف را به آسمان ترجیح میدهند، اینجا بارانی و چتر سهم كودكان
و پیران میشود...»
پینوشت: عکاس این عکس، همان فیلمبردار دلیری است که از هلیکوپتر آویزان بود.