چاپ نیمه شب - هفتاد و سه - شوق دیدار
انگار همه غم هاي دنيا در دل مالك خيمه زده است... آوردگاه «صفين» است... دو سپاه درمقابل هم به صف ايستاده اند، براي ساعتي جنگ از نفس افتاده است. «عمار» آهسته به مالك نزديك مي شود. مالك اما، چنان در افكار دور و دراز خود غرق است كه متوجه حضور عمار نمي شود:
- مالك! برادرم! به چه فكر مي كني؟
مالك كه رشته افكارش پاره شده است، با شنيدن صداي آشناي «عمار» لبخند مي زند، يار ديرين را در آغوش مي گيرد:
- عمار! برادرم! در اين انديشه بودم كه كاش مي توانستم مولايمان علي(ع) را به دوراني ببرم و در ميان مردماني ببينم كه او را قدر مي دانند و گفته هايش را بر صدر مي نشانند. همه جا از او به يك اشاره باشد و از مردم به سر دويدن...
- مالك! برادرم! من از اين معركه به ديدار دوست مي روم. تو اما، مسافر بعدي هستي، از راه مصر به ما مي پيوندي و علي(ع) را شنيدهام كه در محراب به خون مي نشيند... و باز هم از مولايمان شنيدهام كه پس از او، گردونه روزگار مي گردد و مي چرخد و به دوراني مي رسد كه مردمانش علي را قدر ميدانند و او را ناديده بر صدر مي نشانند... گفتهاند كه آنان از ديار سلمان هستند. به ياد داري كه مولايمان وصف آنها ميگفت و از ژرفاي دل ميفرمود: «آه كه چه شوقي به ديدار آنها دارم»...

مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا.
محمد فرستاده خدا است و كساني كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند،
پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود ميبيني، آنها همواره فضل خدا و رضاي
او را ميطلبند، نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است، اين توصيف
آنها در تورات است، و توصيف آنها در انجيل همانند زراعتي است كه جوانههاي
خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته، تا محكم شده، و بر پاي خود
ايستاده است، و به قدري نمو و رشد كرده كه زارعان را به شگفتي وامي دارد!
اين براي آن است كه كافران را به خشم آورد، خداوند كساني از آنها را كه
ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند وعده آمرزش و اجر عظيمي داده
است.
کلام خداوند | جزء بیست و شش | سورهی فتح | آیهی بیست و نه
